پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵ - ۰۷:۲۲
اختلاف شیعه با بهائیت سر چیست؟ چرا عقیده بهائیان مثل دیگر عقاید پذیرفته نمی‌شود؟

حوزه/ بهائیت از همان ابتدا خود را در پیوند با اسلام و تشیع تعریف کرد و با ادعاهایی درباره امام زمان(عج) وارد میدان شد؛ اما این آغاز، به مسیری رسید که شناخت آن می‌تواند پاسخ بسیاری از پرسش‌ها درباره چرایی اختلاف شیعه با بهائیت را روشن کند.

به گزارش خبرگزاری حوزه، در متن پیش‌رو نگاهی کوتاه به چرایی اختلاف شیعه با بهائیت و دلایل این اختلاف خواهیم داشت.

مسئله اصلی؛ بهائیت از کجا آغاز شد؟

برای فهم دلیل مخالفت با بهائیت، باید به نقطه آغاز آن توجه کرد. اسلام و تشیع با وجود اختلاف‌های اعتقادی با ادیان دیگر، میان «اختلاف در باور» و «ضربه زدن به مبانی یک دین» تفاوت می‌گذارد.

مسیحی، یهودی یا زرتشتی ممکن است پیامبر اسلام(ص) را نپذیرد یا قرآن را کتاب خدا نداند، اما مسئله بهائیت از جنس چنین اختلافی نیست؛ چون این جریان از ابتدا با فاصله گرفتن از اسلام و تشیع آغاز نکرد، بلکه از درون فضای اسلامی و با تکیه بر مفاهیم و جایگاه‌های شیعی شکل گرفت.

آغاز ماجرا با ادعای ارتباط با امام زمان(عج) بود. علی‌محمد شیرازی ابتدا خود را «باب» معرفی کرد؛ یعنی مدعی شد راه و واسطه رسیدن مردم به امام زمان(عج) است و از طریق او می‌توان با امام زمان ارتباط پیدا کرد. این ادعا در فضایی مطرح شد که او خود را مسلمان و شیعه معرفی می‌کرد و ادعای ارتباطش با امام زمان را نیز در همین چارچوب پیش می‌برد. اما این ادعا به همین‌جا نماند؛ ابتدا گفت: «من بابم، رابط امام زمانم»، سپس ادعا کرد: «خودم امام زمانم» و بعد از آن گفت: «نمی‌خواستم بگویم، حالا به شما می‌گویم؛ من اصلاً پیغمبرم.»

اهمیت ماجرا دقیقاً در همین سیر تدریجی است. این جریان کار خود را با ادعای ارتباط با امام زمان(عج) آغاز کرد، اما این ادعا به‌تدریج تغییر کرد و گسترده‌تر شد؛ ابتدا سخن از «باب» و واسطه بودن میان مردم و امام زمان(عج) بود، سپس ادعای مهدویت مطرح شد و در ادامه، کار به ادعای نبوت رسید. به این ترتیب، یک ادعا قدم‌به‌قدم پیش رفت و هر بار جایگاه بالاتری را برای خود مطرح کرد؛ تا جایی که از ادعای ارتباط با امام زمان(عج) به ادعای پیامبری رسید. همین روند نشان می‌دهد که مسئله فقط یک اختلاف نظری ساده نیست، بلکه با ادعاهایی روبه‌رو هستیم که مستقیماً یکی از اساسی‌ترین مبانی اعتقادی شیعه را هدف قرار می‌دهد.

برای شناخت دقیق‌تر این جریان، توجه به تحولات و ارتباطات آن در سال‌های بعد نیز اهمیت دارد. درباره نقش قدرت‌های خارجی، به‌ویژه انگلستان، و همچنین ارتباط این جریان با محافل یهودی، مطالب و اسناد مختلفی در منابع تاریخی مطرح شده است. اگر کسی بخواهد بدون پیش‌داوری درباره این موضوع قضاوت کند، می‌تواند به منابع تاریخی و حتی پژوهش‌های غربی مراجعه کند و مسیر گسترش بهائیت، ارتباطات رهبران آن با قدرت‌های خارجی، علت استقرار مقر این فرقه در سرزمین‌های اشغالی و چرایی قرار گرفتن مرکز جهانی آن در حیفا را بررسی کند. در برخی منابع تاریخی نیز به ارتباط میان رهبران بهائی و شبکه‌های بریتانیایی در خاورمیانه از اوایل قرن بیستم اشاره شده و این ارتباطات در دوره حضور بریتانیا در فلسطین اهمیت بیشتری پیدا کرده است.

بنابراین بحث بر سر احترام گذاشتن یا نگذاشتن به اعتقادات دیگران نیست. هر جامعه دینی از باورهای بنیادین خود دفاع می‌کند و اجازه نمی‌دهد فردی با استفاده از نام همان دین، جایگاه پیامبر، امام یا اصول اعتقادی آن را به شکل دلخواه خود تغییر دهد و مردم را نیز به دنبال خود بکشاند. مسئله بهائیت برای شیعه از همین نقطه آغاز می‌شود: جریانی که با ادعای ارتباط با امام زمان(عج) وارد شد، در ادامه به ادعای مهدویت و سپس نبوت رسید و بعدتر نیز با شبکه‌هایی از قدرت‌های خارجی پیوندهایی پیدا کرد که بررسی تاریخی آنها برای شناخت این جریان ضروری است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha